سفارش تبلیغ
ابزار بهینه سازی سایت
ابزار بهینه سازی سایت

ادگار کیسی

 
 
ادگار کیسی

در اکتبر 1910، این عکس در سرصفحه? نیویورک تایمز، بعد از عکس یک گزارشگر که در جلوی خانه? پدر و مادر کیسی ایستاده بود، برای استفاده در یک گزارش چاپ شد.

دلیل شهرت: پیشگویی، شفادادن مردم، تعبیرخواب و توانایی‌های ذهنی دیگر.

زاده?: 18 مارس 1877
هاپکینزویل، کنتاکی، ایالات متحده? آمریکا

درگذشته?: 3 ژانویه 1945
ویرجینیا بیچ، ویرجینیا، ایالات متحده? آمریکا

اِدْگار کِیسی(به انگلیسی: Edgar Cayce) (18 مارس 1877 – 3 ژانویه 1945)، یک آمریکایی مشهور بود که توانایی‌های ذهنی داشته‌است. او مدعی بود وقتی که به حالت خلسه (هیپنوتیزم کردن خود) فرو می‌رود، توانایی دستیابی به جواب سؤال‌هایی با موضوعاتی مانند سلامتی یا آتلانتیس را دارد. به خاطر اینکه او کارهای ذهنی خود را در حالت نیم‌خواب انجام می‌داده‌است وی را «پیامبر خفته» و «بزرگ‌ترین عارف آمریکایی» نیز خوانده‌اند. او یک مدیوم (واسطه? روحی) بوده‌است، با این حال او می‌خواست که مردم او را یک شفادهنده بدانند نه یک مدیوم.

روش‌ها

کیسی در یک حالت نشئگی کار می‌کرد. این بدان معناست که او می‌توانست در حال خواب صحبت کند و به سؤال‌های اشخاص در مورد سلامتی، حال و آینده پاسخ دهد. این اطلاعات «خوانش» نامیده شد. در ابتدا این خوانش‌ها درباره? سلامت جسمانی افراد بود (خوانش‌های جسمانی)؛ بعداًاین خوانش‌ها راجع به «زندگی‌های گذشته»، «رایزنی‌های تجاری»، «تعبیرخواب»، و همچنین «سلامتی روحی روانی» بود. انجمن تحقیق و روشن فکری (ARE) به طور متداول مراقبت از تمام خوانش‌های او را بر عهده می‌گیرد و با بیماران پیش و پس از تشخیص درمان توسط خوانش تماس می‌گیرد. خوانش‌ها بر فکر عصر جدید اثر گذاشته اند.

تاریخ زندگی

ادگار کیسی در 18 مارس 1877 نزدیک هاپکینزویل، کنتاکی(Hopkinsville, Kentucky) متولد شد. وقتی او 10 ساله بود انجیل را بارها و بارها می‌خواند. او می‌خواست به مردم درباره? خدا بگوید و آنها را شفا بدهد.[نیازمند منبع]

اولین شغل‌ها

او در دسامبر 1893 به هابکینزویل رفت. اولین شغل او در بین سال‌های 1898 – 1894 در «انبار کالاهای خشک ریچارد» بود؛ سپس در «کتابفروشی هوپر» کار کرد؛ که هر دو در خیابان اصلی بودند. سپس او در سال 1903 با گرترود ایوانس (Gertrude Evans) ازدواج کرد .

تجارت

در سال 1900 او با پدرش به تجارت و فروش حق بیمه روی آورد. اما او در 18 آوریل دوچار بیماری سخت التهاب حنجره می‌شود و او به هیچ عنوان نمی‌توانست حرف بزند. او مجبور بود حدود یک سال در خانه با پدر و مادرش بماند. او یک عکاس شد زیرا عکاسی نیازی به صحبت کردن نداشت. او به عنوان یک دستیار در کارگاه عکاسی دابلیو. آر بولز (photography studio of W. R. Bowles ) در نبش خیابان نهم و خیابان ویرجینیا در هاپکینزویل مشغول به کار شد.

اولین کار هیپنوتیزور

در سال 1901 یک شخص هیپنوتیزور و سرگرم کننده? مردم به نام هارت (Hart) در حال انجام کارهای سرگرم کننده در نمایشخانه? هاپکینزویل بود. او شنید که کیسی بیمار بود و از کیسی پرسید که آیا او می‌تواند برای شفا یافتن تلاش کند؟ کیسی گفت: بلی و هارت برای شفا دادن کیسی در حضور یک تماشاگر تلاش کرد. کیسی در حال ازخود بیخودی ناشی از هیپنوتیزم توانست صحبت کند اما وقتی او بیدار شد نتوانست صحبت کند. هارت کیسی را آنقدر هیپنوتیزم کرد که صدایش بعد از خواب نیز عادی بماند، اما صدای کیسی عادی نشد.

هیپنوتیزم عمیق

هارت مجبور بود برود اما یک هیپنوتیزور دیگر به نام آل لین (Al Layne)، کمک کردن به کیسی را برای داشتن یک صدای خوب ادامه داد. لین از کیسی هنگامی که در یک خواب هیپنوتیزم است، می‌خواهد که ذات و ماهیت حالتش را توضیح دهد و شفا یابد. کیسی خودش بیماری مزمنش را به جز یک بار از «من» استفاده کرد از نگاه اول شخص جمع (یعنی «ما») شرح داد. در خوانش‌های بعدی او به طور معمول با عبارت «ما یک بدن داریم» شروع می‌کرد. بر طبق خوانش نقصان صدایش به خواب روانشناسانه? هیپنوتیزم بستگی داشت و می‌توانست با افزایش گردش خون در محفظه? صدا اصلاح شود. لین پیشنهاد کرد که گردش خون افزایش یافته‌است و ناگهان صورت کیسی به طور ناگهانی و به واسطه? افزایش گردش خون صورت کیسی قرمز شد و قفسه? سینه? او نیز به قرمز روشن تغییر رنگ داد. بعد از بیست دقیقه کیسی هنوز در خواب بود گفت که درمان انجام شد. وقتی او بیدار شد صدایش به حال عادی مانده بود. او بعداً باز هم مریض شد، اما دوباره از طریق لین و به همان روش قبلی که شفا یافته بود، به طور کامل درمان شد.

شهرت

بیمارستان کیسی 2006

کار کیسی با رشد کردن شهرتش رشد کرد. او مخالف عطا کردن داوطلبانه بود و این کار را برای حمایت از خود و خانواده‌اش انجام می‌داد آنقدر که او می‌توانست تمام وقت کار کند. او به کار کردن در یک وضعیت مسلم خواب با یک هیپنوتیزور، در تمام زندگی‌اش ادامه داد. همسر و پسر بزرگش بعداً جای لین را در این قضیه بر عهده گرفتند. یک منشی به نام گلیدیز دیوایس (Gladys Davis) در حالیکه کیسی خواب بود از خوانش‌هایش یادداشت‌برداری می‌کرد. طبق گزارش‌ها کیسی یک بار در زندگی با خانم دیوایس عشقبازی داشت. در سال 1929 بیمارستان کیسی توسط یک ثروتمند ذینفع از خوانش‌های ذهنی، مورتون بلومنتال (Morton Blumenthal) در شهر ویرجینیا بیچ تأسیس و حمایت مالی شد. کیسی در سال 1926 بواسطه? یک مقاله مهم در کورونت (Coronet) مشهور شد. او خوانش‌هایش را به 8 بار در روز افزایش داد و تلاش کرد باز هم این رقم را افزایش دهد؛ اما این کار توان زیادی از سلامتی او را گرفت.

مشکلات

خوانش‌های ذهنی یک آسیب را بر سلامتی کیسی ایجاد کرد و او عدم موفقیتش را برای دادن یک خوانش واضح، به کار کردن زیر یک فشار خیلی زیاد نسبت داد. او در برگرداندن پول مشتری‌های ناراضی وسواسی عمل می‌کرد. ادگار کیسی در 3 ژانویه 1945، بعد از پیشگویی مرگش در چهار روز قبل، مرد.

خوانش‌ها

ادگار کیسی به خاطر هزاران خوانشی که او درحال هیپنوتیزم شده داد، مشهور است. او بیش از 14000 خوانش در 43 سال داد. گلیدز دیوایس، منشی او، خوانش‌هایش را می‌نوشت و گرترود ایوانز کیسی، همسر وی، او را در طول خواب راهنمایی می‌کرد.

خوانش‌های جسمانی

خوانش‌های جسمانی: 9603 خوانش
در آغاز خوانش‌هایش «خوانش‌های جسمانی» (خوانش‌های سلامت) شناخته شدند. کیسی اغلب بدن (body) را اندامگان (organism) می‌نامید. کیسی خود را تحت «تلقین به نفس» قرار می‌داد. در حالیکه به نظر می‌رسید او خوابیده است، می‌گفت که شخص کجا بود، گاهی وقت‌ها خیابان‌ها را در طول مسیر نام می‌برد. سپس او می‌گفت «بله، ما بدن را می‌بینیم.»، و اندام مشتری را به طور گردشوار، و سیستم عصبی را در صورتی که دلایلی برای بیماری و یا بد عمل کردن آن باشد، شرح می‌داد. یک پیغام که به مشتری داده می‌شد به او می‌گفت که چطور حالش بهتر شود. خوانش‌ها خیلی تخصصی بودند و اگر شخص از اندرزها پیروی نمی‌کرد، معالجات اغلب تغییر می‌کردند و یا حتی دریافت نمی‌شدند. مردم اغلب خوانش‌های سلامتی کیسی را پیگیری می‌کردند. وقتی انجمن پزشکی تأسیس شد توانست بفهمد که هیچ چیز اشتباه به یک مشتری داده نشده است.

خوانش‌های زندگی

خوانش‌های زندگی: 1920 خوانش
در یک خوانش زندگی، کیسی «زندگی‌های گذشته» فرض شده? یک مشتری را شرح می‌داد. این خوانش‌ها شرایط جسمی، احساسی و روحی مشتری را در دوره‌های تجارب زندگی گذشته? او شرح می‌داد. کیسی در شرح دادن گذشته در موارد بالا با مشتریانش مانند افراد خانواده? سلطنتی، افراد مشهور یا افراد روحانی، چاپلوس نبود.

خوانش‌های تجاری

خوانش‌های تجاری: 747 خوانش
کیسی برای مردمی که تشخیص می‌داد فقیر هستند، خوانش‌های تجاری، شامل رایزنی شرکای تجاری، ذخیره? انبار فروشگاه، طرح‌های تجاری و غیره را ارائه می‌داد. کیسی همچنین انجمن تحقیق و روشن فکری (A.R.E.) را تشکیل داد و رهبری کرد.

خوانش‌های رؤیاها

خوانش‌های رؤیاها: 630 خوانش
ادگار کیسی هر کسی را به تعبیرخواب و استفاده از رؤیاها در هر روز زندگی تشویق می‌کرد. یک خوانش رؤیا کیسی را مشغول تعبیرخواب مشتری‌ها می‌کرد. در حالیکه او خوانش روی موضوعات زیادی را انجام می‌داد؛ کیسی اغلب حرف مشتری را در یک خوانش رؤیا قطع می‌کرد و یک تعبیر را قبل از اینکه خواب به طور کامل تعریف شده باشد، ارائه می‌داد. بعضی وقت‌ها او بخش‌هایی از رؤیاهای مشتری را که مشتری به طور فرضی فراموش کرده بود، پر می‌کرد. بر خلاف تعبیرخواب یونگ و فروید، کیسی به اعتبار نشانه‌ها اهمیت نمی‌داد. او می‌گفت هر کس نشانه‌های منحصر به فرد خود را دارد. کیسی ادعا می‌کرد که در رؤیاهای مردم می‌توانست درون‌بینی با ارزشی از زندگی خودشان را دریافت کند و این درون‌بینی‌ها همیشه برای کسی که خواب را دیده مفید خواهد بود. بعلاوه او ادعا می‌کرد که درون‌بینی روزانه? هر شخص می‌تواند با عشق به افراد مرده یا زنده، بخاطر آوردن تجارب گذشته، دیدن یک آینده? ممکن و تجربه کردن بسیاری از دیگر آثار مادی مرتبط باشد. او اظهار می‌داشت که این تأثیر توانایی‌ها چیزی بودند که هر کسی می‌توانست یاد بگیرد.

خوانش‌های روحی روانی

خوانش‌های روحی روانی: 450 خوانش
وقتی که کیسی در حالت فرضی خلسه‌اش نبود، این خوانش‌ها، خوانش‌های مورد علاقه? او بودند. آنها بر این تمرکز داشتند که شخص بتواند از نظر روحی روانی زندگی بهتری داشته باشد.

دیگر خوانش‌ها

دیگر خوانش‌ها: 954 خوانش
دیگر خوانش‌ها موضوعات گوناگون مهم دیگری هستند که مناسب با دسته‌هایی که در بالا نام برده شد نبودند. موضوع مهم، گوناگون بودند و شامل اشخاص گم شده، گنج‌های مدفون، خوانش‌های داده شده برای یک انجمن رو به رشد معنوی، توانایی‌های جسمی، هاله‌های نورانی، پیشگویی، ساختار حقیقت، زمین شناسی و خیلی مباحث دیگر می‌شدند.

تأثیرگذاری

برای بسیاری افراد، خوانش‌ها دارای یک تأثیر قوی بر رفتار، باورها، تمرین‌های سلامتی، دیدگاه به زندگی، امور مربوط به ایمان و اعتقادات و خیلی حوزه‌های دیگر بود.

توانایی‌های ادعا شده

توانایی‌هایی که برای کیسی ادعا شده‌اند شامل موارد زیر است:

  • تشخیص دادن بیماری مردم و شفا دادن آن با فاصله? مکانی
  • تشخیص دادن پروژه‌های خیالی
  • پیشگویی کردن
  • ارتباط برقرار کردن با یک مرده
  • دادن رژیم‌های غذایی شفا دهنده
  • دسترسی داشتن به سوابق آکاشیک یا کتاب زندگی جهان
  • دیدن هاله‌های نورانی

کیسی خود ادعا نمی‌کرد که بتواند تمام این کارها را انجام دهد.

حرف آخر

بسیاری از خوانش‌های کیسی به طور عادی از تکرار سیر حرکت عصر جدید خبر می‌دادند. در سال 1931 ادگار کیسی انجمن تحقیق و روشن فکری (A.R.E.) را بنیان نهاد. ساختمان مرکزی (A.R.E.) در شهر ویرجینیا بیچ ایالت ویرجینیا واقع است. امروزه مراکز ادگار کیسی در 18 کشور دیگر، در سراسر جهان وجود دارند.

منابع

ویکی‌پدیای انگلیسی ساده شده
ویکی‌پدیای انگلیسی

منابع مقاله? زبان اصلی:

  • Cayce, Edgar Evans. Edgar Cayce on Atlantis. New York: Hawthorn, 1968, ISBN 0-312-96153-7
  • Cerminara, Gina. Many Mansions: The Edgar Cayce Story on Reincarnation. orig. 1950; Signet Book, Reissue edition 1990, ISBN 0-451-16817-8
  • Kirkpatrick, Sidney D. An American Prophet. Riverhead Books, 2000, ISBN 1-57322-139-2
  • Sugrue, Thomas. There Is a River. A.R.E. Press, 1997, ISBN 0-87604-375-9
  • Kittler, Glenn D. Edgar Cayce on the Dead Sea Scrolls. Warner Books, 1970, ISBN 0-446-90035-4

سایت‌های مرتبط(انگلیسی):

از ویکی‌پدیا

ادامه:

 

پیشگویی ادگار کیسی اِدْگار کِیسی: (18 مارس 1877 – 3 ژانویه 1945)، یک آمریکایی مشهور بود که توانایی‌های ذهنی داشته‌است. او مدعی بود وقتی که به حالت خلسه (هیپنوتیزم کردن خود) فرو می‌رود، توانایی دستیابی به جواب سؤال‌هایی با موضوعاتی مانند سلامتی یا آتلانتیس را دارد. به خاطر اینکه او کارهای ذهنی خود را در حالت نیم خواب انجام می‌داده‌است وی را «پیامبر خفته» و «بزرگ ترین عارف آمریکایی» نیز خوانده‌اند. او یک مدیوم (واسطه? روحی) بوده‌است، با این حال او می‌خواست که مردم او را یک شفادهنده بدانند نه یک مدیوم. روش ها کیسی در یک حالت نشئگی کار می کرد. این بدان معناست که او می توانست در حال خواب صحبت کند و به سؤال های اشخاص در مورد سلامتی، حال و آینده پاسخ دهد. این اطلاعات «خوانش» نامیده شد. در ابتدا این خوانش ها درباره? سلامت جسمانی افراد بود (خوانش های جسمانی)؛ بعداًاین خوانش ها راجع به «زندگی های گذشته»، «رایزنی های تجاری»، «تعبیرخواب»، و همچنین سلامتی روحی روانی» بود. انجمن تحقیق و روشن فکری به طور متداول مراقبت از تمام خوانش های او را بر عهده می گیرد و با بیماران پیش و پس از تشخیص درمان توسط خوانش تماس می گیرد. خوانش ها بر فکر عصر جدید اثر گذاشته اند تاریخ زندگی ادگار کیسی در 18 مارس 1877 نزدیک هاپکینزویل، کنتاکی متولد شد. وقتی او 10 ساله بود انجیل را بارها و بارها می خواند. او می خواست به مردم درباره? خدا بگوید و آنها را شفا بدهد اولین شغل ها او در دسامبر 1893 به هابکینزویل رفت. اولین شغل او در بین سال های 1898 – 1894 در «انبار کالاهای خشک ریچارد» بود؛ سپس در «کتابفروشی هوپر» کار کرد؛ که هر دو در خیابان اصلی بودند. سپس او در سال 1903 با گرترود ایوانس ازدواج کرد تجارت در سال 1900 او با پدرش به تجارت و فروش حق بیمه روی آورد. اما او در 18 آوریل دوچار بیماری سخت التهاب حنجره می شود و او به هیچ عنوان نمی توانست حرف بزند. او مجبور بود حدود یک سال در خانه با پدر و مادرش بماند. او یک عکاس شد زیرا عکاسی نیازی به صحبت کردن نداشت. او به عنوان یک دستیار در کارگاه عکاسی دابلیو. آر بولز در نبش خیابان نهم و خیابان ویرجینیا در هاپکینزویل مشغول به کار شد اولین کار هیپنوتیزور در سال 1901 یک شخص هیپنوتیزور و سرگرم کننده? مردم به نام هارت در حال انجام کارهای سرگرم کننده در نمایشخانه? هاپکینزویل بود. او شنید که کیسی بیمار بود و از کیسی پرسید که آیا او می تواند برای شفا یافتن تلاش کند؟ کیسی گفت: بلی و هارت برای شفا دادن کیسی در حضور یک تماشاگر تلاش کرد. کیسی در حال از خود بیخودی ناشی از هیپنوتیزم توانست صحبت کند اما وقتی او بیدار شد نتوانست صحبت کند. هارت کیسی را آنقدر هیپنوتیزم کرد که صدایش بعد از خواب نیز عادی بماند، اما صدای کیسی عادی نشد هیپنوتیزم عمیق هارت مجبور بود برود اما یک هیپنوتیزور دیگر به نام آل لین ، کمک کردن به کیسی را برای داشتن یک صدای خوب ادامه داد. لین از کیسی هنگامی که در یک خواب هیپنوتیزم است، می خواهد که ذات و ماهیت حالتش را توضیح دهد و شفا یابد. کیسی خودش بیماری مزمنش را به جز یک بار از «من» استفاده کرد از نگاه اول شخص جمع (یعنی «ما») شرح داد. در خوانش های بعدی او به طور معمول با عبارت «ما یک بدن داریم» شروع می کرد. بر طبق خوانش نقصان صدایش به خواب روانشناسانه? هیپنوتیزم بستگی داشت و می توانست با افزایش گردش خون در محفظه? صدا اصلاح شود. لین پیشنهاد کرد که گردش خون افزایش یافته است و ناگهان صورت کیسی به طور ناگهانی و به واسطه? افزایش گردش خون صورت کیسی قرمز شد و قفسه? سینه? او نیز به قرمز روشن تغییر رنگ داد. بعد از بیست دقیقه کیسی هنوز در خواب بود گفت که درمان انجام شد. وقتی او بیدار شد صدایش به حال عادی مانده بود. او بعداً باز هم مریض شد، اما دوباره از طریق لین و به همان روش قبلی که شفا یافته بود، به طور کامل درمان شد کار کیسی با رشد کردن شهرتش رشد کرد. او مخالف عطا کردن داوطلبانه بود و این کار را برای حمایت از خود و خانواده اش انجام می داد آنقدر که او می توانست تمام وقت کار کند. او به کار کردن در یک وضعیت مسلم خواب با یک هیپنوتیزور، در تمام زندگی اش ادامه داد. همسر و پسر بزرگش بعداً جای لین را در این قضیه بر عهده گرفتند. یک منشی به نام گلیدیز دیوایس در حالیکه کیسی خواب بود از خوانش هایش یادداشت برداری می کرد. . در سال 1929 بیمارستان کیسی توسط یک ثروتمند ذینفع از خوانش های ذهنی، مورتون بلومنتال در شهر ویرجینیا بیچ تأسیس و حمایت مالی شد. کیسی در سال 1926 بواسطه? یک مقاله مهم در کورونت مشهور شد. او خوانش هایش را به 8 بار در روز افزایش داد و تلاش کرد این رقم را افزایش بدهد؛ اما این کار توان زیادی از سلامتی او را گرفت مشکلات خوانش های ذهنی یک آسیب را بر سلامتی کیسی ایجاد کرد و او عدم موفقیتش را برای دادن یک خوانش واضح، به کار کردن زیر یک فشار خیلی زیاد نسبت داد. او در برگرداندن پول مشتری های ناراضی وسواسی عمل می کرد. ادگار کیسی در 3 ژانویه 1945، بعد از پیشگویی مرگش در چهار روز قبل، مرد (((ادگار کیسی همیشه از عصر جدید سخن می گفت و انزمان که از او راجه به این عصر جدید سوال می کردند او جواب می داد اوج دانش و اگاهی انسان برای برقراری و تماس با نیروها افریننده و زایشگر جهان ما.و تمام راهکارهای برقراری ارتباط با این نیروها و چکونگی استفاده از انها در جهات گونا گون اطراف خود این بینش در طول دوره به اسم اتلانتیس یا لو مریاامده است چی؟ نابودی نوع بشر و او برای اغاز دوباره ناچار است که از میان این خودپسندی و صفات کنونی اش بگذرد))) کیسی به ما می گوید از اادوار پیشین زندگی بشری همانند اتلانتیس انها در کمال بهرمندی از اگاهی و دانش از نیروهای افریننده و عظیم جهان ما در مرتبه ای بالا از جهات گوناگون مادی و معنوی بروی زمین و فراتر از ان دست یافته بودند متاسفانه ما این اگاهی و معرفت را در راهمناسبی به کاره نگرفته ایم ما با بدرفتاری با ان ان را از دست دادهایم.قدرت نوین ما با بسته شدن راههای این اگاهی ها امده است این بدرفتاری باعث از دست رفتن فرهنگ ها ی بزرگ و روحی دینی و معنوی بر ای ما بوده اند و ال ما در زمانه ای قرار گرفته ایم که گویا با پایان تمام دستاوردهای شیطانی مان دوباره فرصت بدست گرفتن نیروها ی عظیم نصیبمان می شود اری در سال2012 با پایان این دوره از زندگی بسری با شروع ژانویه2013عصری نو اغاز می شود بی درد.جنگ.غارت تجاوز دزدی نابرابری برده داری و.............. همورابی پادشاه کبیر بابل قرنها پیش گفته بود از امروز ای مردمان ما علم بشر رو به کاستی می رود

یکی دیگر از تصاویر ذهنی ادگار کیسی که شاید تا به حال ان را در فیلم ها و... دیده باشید تصویر شهر نیویرک است که در اعماق اب ها فرو رفته است اری گویا فرجام ابر شهر تمدن ما نیویرک این شهر عزیز و منفور همان چیزی است که ما عاقبت اتلانتیس می دانیم یعنی اعماق اب ((یادش بخیر داستان الدرادو شهر گمشده)) (نیو یرک را نگاه کنید بسیاری از بخش های غربی ان اشفته و از بین رفته است. همانگونه که بسیاری از قسمت های غربی همانند مناطق مرکزی ایالات متحده. لس انجلس .سانفرانسیسکو و همه اینها نابود شده اند پیش از نیو یرک یا پیش از نیورک خودش را از دیدگان پنهان کند و این افرینشی دوباره است گرچه جنوب غربی کالیفرنیا و جرجیا از نظرها نا پدید می شوند این رخداد بسیار زود رخ می دهد اب دریاچه بزرگ (گریت) در خلیج مکزیک فرو می ریزد منظور از دیاچه گریت همان دریاچه پنچگانه در شمال امریکا و مرز کانادا است و خلیج مکزیک هم در جنوب امریکا است حال خودتان تصور کنید چگونه سر تا سر ایالات متحده زیر اب فرو می رود

کیسی همچنین از جمله ادمهایی بود که اعتقاد به میدان یک پارچه انرژی در اطراف زمین و یا جایی دیگر در کیهان و تاثیر ان روی انسان بود و معتقد بود که با سقوط این میدان زندگی بشر هم ساقط می شود به نظر میرسد این بهترین ایده برای تغییر یک پارچه دنیا باشد گر چه کیسی هیچ گاه مستقیما به 2012 اشاره نکرده است اما توصیفات و خوانش های او گواه بر پایان در سال 2012 و اغاز دوباره دارد ولی شاید زندگی دوره ما اخرین دوره حیات باشد و کاملا از بین برود   

..

 




تاریخ : دوشنبه 91/10/4 | 6:49 عصر | نویسنده : داود بالا دستیان | نظر